تبلیغات
سلام رِفیق!! - مطالب دی 1391
سلام رِفیق!!
پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشکده فنی و مهندسی شماره یک ساری، امام محمد باقر (ع)

ایران رتبه نخست تولید علم در منطقه را در سال ۲۰۱۲ بدست آورد

1391/10/12

نویسنده: امیر حسن پور | طبقه بندی:دیگر، 

ایران در سال ۲۰۱۲ با دستیابی جایگاه هفدهم تولید علم دنیا بالاتر از کشورهایی نظیر سوئیس و ترکیه قرار گرفت

ادامه مطلب

نظرات() 

انتخاب این مرد حزب الله را شاد خواهد کرد

1391/10/11

نویسنده: احمد علی ابراهیمی |


انتصاب جان کری به عنوان وزیر امورخارجه آمریکا می تواند بدترین کابوس برای اسرائیلی ها در دور دوم ریاست جمهوری باراک اوباما باشد.

دیپلماسی ایرانی: اگر جان کری، وزیر امور خارجه امریکا شود، حزب الله استفاده های بسیاری خواهد برد در عین حال به سود وزیر خارجه جدید نیز خواهد بود، به ویژه که در نیمه های راه سیاسی خود چنین دستاورد بزرگی را به دست می آورد.

حزب الله، حرکت آزادیبخش ملی ای در برابر تروریسم اسرائیلی است، مقاومتی مشروع مطابق با هر قانون آسمانی و زمینی است تا زمانی که اشغال وجود دارد. بگذریم از این که کاخ سفید حزب الله را سازمان تروریستی می داند، در حالی که خودش از تروریسم اسرائیل حمایت می کند تا دشمنی اش را به جاهای دیگر گسترش دهد.

باند شر لیکودی امریکایی – اسرائیلی با هر گونه حرکت مقاومتی مخالفت دارد، برای همین لازم است که هر جریانی علیه این باند شر شکل بگیرد تا علیه آن وارد عمل شود.

اگر حزب الله را به عنوان مثال در نظر بگیریم، همین رویکرد قابل انطباق بر حماس و جهاد اسلامی نیز هست، و باید تاکید کنیم که هر روزی که بتوان فقط در زمین اسرائیل جنگید مشروع است تا بدین ترتیب مورد اتهام واهی خارجی تروریسم از آرژانتین تا بلغارستان قرار نگیرند.

باند شر لیکودی اخیرا صحبت از اطلاعاتی زده که حزب الله می خواهد عملیات تروریستی ای را در کشورهای اروپایی انجام دهد، در حالی که حزب گفته است که به هیچ وجه قصد چنین برنامه ای را ندارد، بسیار روشن است که این خبر کذب محض است، یکی از دلایل روشن آن نیز این است که کشورهای اروپایی بر خلاف ایالات متحده امریکا هنوز قانع نشده اند که فعالیت های خارجی حزب الله تروریستی است، و حتی بسیاری از آنها تروریستی بودن این سازمان را رد می کنند.

در این جا بحث سوریه نیز مطرح است. سوریه حامی مهم حزب الله محسوب می شود و در این رابطه اتهام هایی متوجه حزب الله شده است. همه معترفند که حزب الله یک حرکت مقاومت مشروع است که چنین اتهام هایی به آن نمی چسبد. ما هم نمی خواهیم حزب الله چنین اتهام هایی را متحمل شود.

این روزها تحولات سوریه نیز به سمت یک جنگ داخلی تمام عیار متمایل شده است، حزب الله حزبی شیعی است که مورد حمایت ایران قرار دارد برای همین به راحتی مورد اتهام طایفه گری به ویژه از سوی کشورهایی که از طایفه گری سنی حمایت می کنند، قرار می گیرد. ما نمی توانیم از حزب الله بخواهیم که روابط خود را با ایران قطع کند تا کشورهای سنی عرب حاشیه خلیج فارس که این روزها روابط سردی با ایران دارند و حتی تهران را دشمن خود می دانند، از آن راضی شوند و دست از تهمت زنی بردارند. اما بهتر است حزب الله ضمن حفظ این رابطه و حمایتی که از سوی ایران می شود، به گونه ای رفتار کند که مورد اتهامی از سوی این مروجین طایفه گری و تروریسم قرار نگیرد. بی شک این کشورها در کنار کشورهای غربی به دنبال برافروختن دوباره شعله طایفه گری در لبنان میان شیعه و سنی هستند و برای رسیدن به این هدف از هیچ کاری نیز فروگذار نمی کنند. البته ما در جایگاه نصیحت کردن برای حزب الله نیستیم که خوب می دانیم این حزب هدفش تنها مبارزه با اشغال گر صهیونیست در خاک اسرائیل است.

تجربه من با اخوان المسلمین در مصر به من می گوید که آنها هیچ نقدی را، چه کوچک چه بزرگ، بر نمی تابند، ولی سید حسن نصرالله مرد فرهیخته ای است که با سعه صدرش می توانم به او بگویم که القاعده در سوریه را دریاب که به تحریک طرف های خارجی و حامیان عربش به تو اعلام جنگ داده است.

القاعده یک نهاد تروریستی است که اگر به حزب الله تعرض کند، این خطا بیش از همه به سود سید حسن و حزبش تمام خواهد شد. القاعده مسلمانان را به کشتن می دهد تا دیگر کسی از "یهود و صلیبی ها" باقی نماند که بخواهد آن را بکشد. به غیر از عملیات ترویستی 11 سپتامبر 2001 این جریان میلیون ها نفر از اعراب و مسلمانان را در جنگ های جورج بوش پسر به کشتن داد تا نوجمهوریخواهان بهانه کافی برای کشتن و غارت بیشتر در اختیار داشته باشند. به ویژه که برخی عراقی ها نیز در این خیانت خونین همکار القاعده شدند.

همه اینها را گفتم تا بگویم باند اسرائیل بسیار برایش سخت خواهد بود که با این وضعیت خاورمیانه و این توصیفاتی که درباره حزب الله گفته شد، بخواهد جان کری را به رویارویی با حزب الله ترغیب کند. حزب الله فقط می گوید که درگیری اش تنها در میدان درگیری است در حالی که القاعده همه دنیا را میدان نبرد خود می داند.

نامزدی سناتور کری با مخالفت های بسیاری از سوی باند اسرائیلی مواجه خواهد شد، چرا که همواره معروف بوده است که وی مذاکره را بر هر چیزی ترجیح می دهد. نیازی نیست که ثابت کنیم سیاست وی به دور از هر گونه رویارویی و درگیری است. او 30 سال در کنگره به خصوص در امور خارجی خبرگی داشته است و هیچ کس نمی تواند وی را فریب دهد.

واقع گرا می مانم و می گویم که از حزب الله نمی خواهم که پوست اندازی کند چرا که خودش خوب می داند چه سیاستی به سود اعراب، مسلمانان، حزب و حتی جریان های سیاسی دیگر است.

نظرات() 

با ورود نخستین پاتریوت به ترکیه، پوتین باید سامانه‌های «اس300» را به ایران بده

1391/10/11

نویسنده: احمد علی ابراهیمی |


گروه سیاسی- آرش خلیل خانه: نوشتار پیش رو، گفت‌وگوی صریح و بی‌پرده‌ای است با دکتر رجب صفراف، کارشناس برجسته و شناخته شده روابط ایران و روسیه درباره ابعاد مختلف، نوسانها و موقعیت کنونی و چشم انداز سیاست خارجی تهران و مسکو و مؤلفه‌های بین المللی و منطقه‌ای دخیل در تحولات چند سال اخیر این روابط.

دکتر رجب صفراف رئیس مرکز مطالعات ایران معاصر در روسیه، رئیس کمیسیون ایران در اتاق بازرگانی و صنعت مسکو و مشاور دومای فدراسیون روسیه است.
سوال‌ها و پاسخ‌ها در این گفت‌وگو به اندازه کافی موضوع و ابعاد مختلف آن‌را روشن می‌کند که بیش از این نیازی به مقدمه و مطلع نباشد.

در این گفت‌وگو بر آنیم نمودار روابط سیاسی ایران و روسیه را در چند سال اخیر و بویژه دو سه سال گذشته بررسی کنیم. موضوعات مختلفی در این بحث باید مطرح شود تا بتوانیم نمای واضحی از این نمودار به‌دست آوریم. از جمله، نوع نگاه دو کشور به هم، عوامل منطقه‌ای و بین المللی تأثیر گذار بر این نگاه و موقعیت کنونی روسیه در نظام بین المللی و پرونده هایی که سیاست خارجی تهران و مسکو را به هم نزدیک می‌کند و موانع داخلی و خارجی موجود در همگرایی این دو. اما برای ورود به بحث اول مایلم از این موضوع آغاز کنیم که سطح روابط ایران و روسیه در چه ترازی تعریف می‌شود. شما در گذشته هم گفته اید که نگاه روسیه به ایران نگاهی راهبردی است، اما بسیاری از کارشناسان تاکید دارند سطح روابط این دو از حد همکاریهای تاکتیکی فراتر نمی‌رود. اگر شما بر نظر خود اصرار دارید، با چه مؤلفه هایی چنین تعریفی را ارایه می‌دهید؟
- من در گفت‌وگوهای قبل به شما گفتم ایران برای روسیه یک وجهه راهبردی دارد و بر این نظر باقی هستم.
باید به این نکته اشاره کنم، با اینکه در دو دهه گذشته جریانهای غربگرا و سرمایه‌دارهای صهیونیست در نظام دولتی روسیه نفوذ زیادی پیدا کرده و بر طراحی راهبردهای نظام این کشور تأثیر فراوانی داشته‌اند، اما دولت کنونی روسیه مایل نیست بیش از این به خواسته‌های این لابی‌ها و فشارهای آنها تن دهد و به طور کامل از فضای همکاری با ایران خارج شود.
کرملین می‌داند ایران یک کشور مهم منطقه و در جوار روسیه است که هم برای حفظ امنیت منطقه خاورمیانه و حتی آسیای میانه، هم برای حفظ امنیت ملی روسیه و هم به عنوان یک شریک منطقه‌ای قوی که می‌تواند یک پل ارتباطی با جهان اسلام باشد و هم به عنوان همکاری که در مواقع سخت می‌تواند به مساعدت آن اتکا کند.
من مطمئن هستم چنین دیدی در کرملین و وزارت خارجه روسیه جریان دارد و با اینکه زیر ساختهای اقتصادی روسیه بشدت تحت تأثیر و نفوذ سرمایه دارهای صهیونیست و شرکتهای غربی است و باز با وجود فشارها و لابی هایی که برخی از کشورهای عربی منطقه مانند عربستان و قطر انجام می‌دهند دولت روسیه این نگاه و موضع را در مورد ایران تغییر نخواهد داد.
کشور شما با جایگاه، ظرفیت، نفوذ و فرهنگ غنی که دارد با هیچ یک از کشورهای دیگر منطقه و جهان اسلام قابل مقایسه و وزن کشی نیست. بنابراین رفته رفته و در مسیر تحولات و تکمیل برنامه‌های دولت روسیه این نگاه نیز فراگیر تر و مؤثرتر می‌شود که باید به ایران نزدیک تر شد چون روسیه به ایران نیاز دارد.
ما بدون ایران موضوع مناقشه حقوقی خزر را به هیچ وجه نمی‌توانیم حل و فصل کنیم و توافقنامه‌های دو یا سه جانبه به هیچ وجه جواب نداده اند.
مسکو نمی‌تواند راهبردهایی را در مورد آسیای میانه اعمال کند بودن آنکه منافع و راهبردهای ایران را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای در نظر نگیرد. ما نمی‌توانیم نقش و تأثیر ایران را در تحولات عراق و افغانستان نادیده بگیریم یا از جایگاه و نقش ایران در بازار انرژی جهان بی‌اعتنا بگذریم.
ایران می‌تواند یک رقیب بزرگ برای روسیه باشد یا یک دوست نزدیک و ویژه و این بستگی دارد که سیاستمداران روسیه چگونه به مسأله روابط با ایران نگاه کنند.
وقتی من گفتم روابط روسیه با ایران راهبردی است منظورم این بود که دید سیاستمداران حاکم روسیه به ایران راهبردی است و ایران چنین ظرفیتی را دارد. اما برای محقق شدن این مسأله و اجرایی شدن آن باید کارهای زیادی انجام شود و خیلی تغییرات صورت پذیرد. درساختارهای دولتی و نظام حاکم اقتصادی و سیاسی روسیه اصلاحات زیادی باید انجام پذیرد.
درصد بالایی از دولتمردان روسیه یا با غرب سر و سری دارند، یا گرایشهای غربی دارند و یا منافعشان را در نزدیکی به غرب می‌بینند و در مقایسه با غرب آماده نیستند که هزینه و زمان لازم را برای توسعه همکاری با ایران صرف کنند.
از سوی دیگر اقتصاد در روسیه بسیار با سیستم اقتصادی غرب پیوسته و در تعامل است و وقتی می‌گوییم اقتصاد یعنی زیربنای شکل دهنده سیاست.
به عنوان مثال نظام بانکی در روسیه که این روزها در حال پیوستن کامل به سازمان تجارت جهانی است در سطح بالایی با نظام بانکی در اروپا همکاری دارد.
مقررات و ممنوعیت‌های بین المللی و از سوی سازمان ملل برای همکاری‌های بانکی با ایران وجود ندارد، اما بانکهای روسیه در صورت همکاری با بانکهای ایرانی مورد تحریم بانکهای آمریکایی و اروپایی قرار می‌گیرند که یکجانبه و خودسرانه تحریمهایی را علیه ایران وضع کرده اند.

این امور در حوزه اقتصادی ممکن است مؤثر باشد، اما در حوزه سیاست کلان و بویژه سیاست خارجی که دولت مرکزی و در سطح بالا آن‌را تعیین می‌کنند چه؟ چرا در این حوزه یک رابطه و همکاری راهبردی محقق نمی‌شود؟ انتظار این بود که با حضور مجدد پوتین در رأس قدرت بهبود روابط با ایران و روند نزدیکی دو کشور به موازات اصلاحات اقتصادی داخلی در چارچوب راهبرد نگاه «اوراسیایی» روسیه در مقابل راهبرد «اوراآتلانتیک» که در زمان یلتسین قوت گرفته بود تسریع شود. اما اکنون با گذشت ماه‌ها هیچ تغییر ملموسی دیده نمی‌شود و با نوعی سکون مواجهیم.
- بله! این را قبول دارم. اما باید توجه داشت پوتین مشکلات زیادی دارد. اولا این پوتین، پوتین دو دوره قبل ریاست جمهوری نیست. درست است که مدودف آمد تا ریاست جمهوری را برای پوتین حفظ کند، اما او هم گرایشهای غربی زیادی داشت. غربی‌ها در همین پنج سال نفوذ زیادی کردند و زیرساختهای اقتصادی و سیاسی را به شکلی دگرگون کردند که مشکلات زیادی را مقابل پوتین قرار می‌دهد.
مخالفتها و تظاهرات‌های خیابانی و اپوزیسیونی که شکل گرفته گاه می‌تواند ثبات کشور را به هم بزند و پوتین نمی‌تواند این مسأله را در نظر نگیرد.
اما من چرا بیشتر از اقتصاد صحبت می‌کنم؟ چون سیاست همیشه باید حامی منافع اقتصادی باشد. اگر روابط اقتصادی در میان دو کشور جایگاه مناسبی نداشته باشد، سیاست دو کشور هم نمی‌تواند از حدی بیشتر به هم نزدیک شود و اگر هم این اتفاق رخ دهد پایدار نیست و با کوچکترین دخالت یک عامل سوم می‌تواند تغییر کند.
ولی با نظر داشت اینکه ما همسایه هستیم، منافع مشترک زیاد و مهمی داریم. حتی اگر سطح روابط اقتصادی ما زیاد هم نباشد باز اجازه نمی‌دهد ما زیاد از هم فاصله بگیریم.
مثلا این روزها پوتین بشدت به دنبال نزدیک کردن کشورهای آسیای میانه است که اقتصادشان حداقل از نظر قوانین و مقررات تجاری و همکاری به هم نزدیک و شبیه باشد.

منظور کشورهای عضور «cis» و سازمان همکاری‌های امنیتی است؟
- بله دقیقاً!. الان بین قزاقستان، روسیه و بلاروس این اتحاد قوانین وجود دارد واین اجازه داده که روابط اقتصادی این کشورها در شش ماه 20 درصد رشد کند. اکنون کشورهای «cis» هم آماده هستند به این مسأله بپیوندند.
همانطور که شما گفتید پوتین به دنبال اتحاد اوراسیا است. اما آیا می‌دانید دولت آمریکا بصراحت گفته اجازه نمی‌دهیم این اتفاق بیفتد؟
آنها همین چند روز قبل گفته اند که به هیچ وجه نمی‌گذاریم روسیه‌ای مانند اتحاد جماهیر شوروی احیا شود.
همین جمعه گذشته قانونی در روسیه تصویب شد که به شورای فدراسیون و رئیس جمهور ارسال خواهد شد و به موجب آن همکاری و انجام پروژه‌های مشترک اجتماعی و خدماتی در روسیه با مشارکت شرکتها و سازمانهای آمریکایی را ممنوع می‌کند. یعنی روابط روسیه و آمریکا آن قدر تضاد پیدا کرده که در روسیه برای ممنوعیت همکاری‌های مشترک با آمریکایی‌ها قانون وضع می‌شود.

اما زمانی که اوباما در دور اول به قدرت رسید، وزیر خارجه آمریکا به طور نمادین یک کلید قرمز رنگ که روی آن نوشته بود «reset» با خود به مسکو برد. یعنی دولت آمریکا به دنبال بهبود روابط با روسیه بود. اما در آغاز دور دوم ریاست جمهوری اوباما لحن پوتین در سفر اخیرش به اروپا در مقابل سیاستهای آمریکا کاملاً تند و تهاجمی و انتقادی بود. برخی کارشناسان حتی این گونه تعبیر کردند که شکست جمهوری خواهان و پیروزی اوباما مانع از تشدید تقابل و رویارویی روسیه و آمریکا شد. چرا این سیاست اوباما شکست خورد؟
- این اتفاق سبب ساده‌ای دارد. روسیه مطمئن بود سیاستهای آمریکا چه در دوران بوش و چه در دوره اوباما، واقعاً نزدیکی با روسیه نیست و به نفع روسیه هم تمام نخواهد شد.
این سیاستها در دوران مدودف شکست خورد، کسی که روابط بهتری با غرب داشت، اما سیاستهای آمریکا همواره در عمل برای روسیه موانع و دشواری‌های زیادی را ایجاد کرده است.
چندی پیش در آمریکا قانون جدیدی برای تحریم علیه مقامهای روسیه با عنوان قانون «ماگنیتسکی» و به بهانه نقض حقوق بشر تصویب شد که بازتابهای بسیار بدی در مسکو داشت و دوما را به عمل متقابل برانگیخت.
پوتین در واکنش به این اتفاق گفت: آمریکایی‌ها هنوز ذهنیت‌های 30 سال قبل و دوران جنگ سرد با روسیه را در سر دارند و نمی‌خواهند بپذیرند که ما کشور جدیدی با ذهنیت‌ها و ارزشهای نو هستیم و با این روشها نمی‌توان با ما رو به رو شد.

نکته همین است. کمتر از دو ماه پیش قانون تحریمهای «جکسون ونیک» علیه روسیه در آمریکا لغو شد، چون روسیه عضو سازمان تجارت جهانی شده و این قانون با مقررات این سازمان مغایر است. قانونی که از سال 1974 تا کنون اعمال می‌شد. اما دو هفته پیش تحریمهای جدید با عنوان قانون «ماگنیتسکی» در کنگره رأی می‌آورد؟ چرا آمریکایی‌ها نتوانسته اند سطح تقابل و نزاع خود را با روسیه کاهش دهند؟
- اشاره هوشمندانه‌ای بود! قانون «جکسون ونیک» تحریمهایی اقتصادی بود که با پیوستن روسیه به تجارت جهانی محدودیتهای زیادی را برای خود آمریکایی‌ها به وجود می‌آورد و آنها لطمه زیادی می‌دیدند، درنتیجه دیدیم کنگره این قانون را لغو کرد. اما بی‌درنگ آنها تحریمهای «مگنیتسکی» را که تحریمهایی سیاسی و علیه مقامهای روسی است به بهانه مسایل حقوق بشر جایگزین کردند تا تقابل میان دو کشور حفظ شود و از این فضا خارج نشوند.
من به استناد این مسائل می‌گویم آمریکا هیچ گاه موضوع بازسازی روابط را شروع نکرد که به شکست بخورد و این مسأله فقط یک تبلیغات سیاسی و رسانه‌ای است.
اقتصاد آمریکا در دست جریانهای صهیونیستی و یهودی است. بخش بزرگی از سرمایه‌های آمریکا ناشی از دلارهای نفتی کشورهای عربی خاورمیانه است که در بانکهای آمریکایی سپرده شده اند.
امروز دیگر واشنگتن نیست که راهبرد‌ها وسیاستها را برای مدیریت دیگر کشورهای متحد خود تعریف می‌کند چون اقتصادش با بحران روزافزون رو به رو است و این امر موجب شده کشورهای شریک اقتصادی آمریکا بتوانند بر سیاستهای آنها تأثیر بگذارند.
من معتقدم آمریکایی‌ها هم امروز فهمیده اند که برای حل مشکلاتشان باید با کشوری مثال ایران در خاورمیانه تعامل داشته باشند و به توافق برسند، اما لابی‌های صهیونیستی، اسراییل، عربستان، قطر و امثال آن اجازه نمی‌دهند این کار براحتی انجام شود. روابط روسیه و آمریکا هم مستثنی از این مسأله مستثنا نیست.
ما حضور آمریکا را در افغانستان مخرب می‌دانیم و می‌خواهیم آنها هر چه زودتر از آنجا بروند، اما آمریکایی‌ها منافع خودشان را دنبال می‌کنند.
آنها همچنین در حال توسعه و گسترش پایگاه‌های نظامی خود در آسیای مرکزی هستند که موجب نگرانی شدید روسیه است و منافع ایران را هم تهدید می‌کند.
سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی و ترکیه که روسیه کاملاً برایش روشن است علیه آن تدارک دیده شده و هیچ ربطی به ایران و کره شمالی ندارد.
این موضوع تأیید می‌کند که روسیه و آمریکا رقیبان اصلی هم هستند. آمریکا نه تنها علیه منافع روسیه عمل می‌کند، بلکه تلاش دارد روسیه دچار فروپاشی شود و نتواند قدرت خود را احیا کند.

* اما پوتین جمعه گذشته در اتحادیه اروپا گفت ما دشمن آمریکا نیستیم و آنها هم نباید ما را دشمن بدانند. آمریکایی‌ها هم همین گفته‌ها را تکرار کردند!
- بله هر دو طرف این جملات را به زبان آوردند، اما این ربطی به واقعیت ندارد. اینها حرفهای دیپلماتیک است.
روسیه و آمریکا چگونه دشمن نیستند وقتی ناتو تا پشت مرزهای روسیه آمده، سامانه‌های موشکی شان در اروپای شرقی روسیه را نشانه می‌روند، پایگاه‌های نظامی شان در آسیای میانه دایر می‌شود و به ما می‌گویند نباید با ایران روابط گسترده داشته باشیم؟
توسعه نظامی ناتو و آمریکا در منطقه در برابر کیست؟ ایران؟ ایران که در موقعیتی نیست که امنیت منطقه را تهدید کند و چنین خیالی هم ندارد. پس همه این برنامه‌ها برای محدود کردن ما در روسیه است.

تمام موضوعاتی که به عنوان نقاط تنش زا و افتراق سیاستهای روسیه و غرب از جمله آمریکا نام برده شد، متقابلاً نقاط مشترک بین سیاستهای ایران وروسیه هستند. اما در هیچ یک از این پرونده‌ها ما شاهد شکل گیری یک همکاری و مشارکت سیاسی پیوسته و مؤثر بین تهران و مسکو نبوده ایم و ایران و روسیه به موازات هم و بدون تشریک مساعی سیاستهای مشترکی را ولو با اهداف متفاوت دنبال کرده اند. چرا روسیه سعی نکرده از ایران به عنوان یک ظرفیت مؤثر و همسو در دیپلماسی خود استفاده کند؟
- ساختار سیاسی و قدرت در روسیه یکپارچه نیست و تصمیماتی هم که دولت می‌گیرد با موانع و سنگ اندازی‌های زیادی در بدنه دولت رو به رو می‌شود.
همان‌طور که گفتم در بیرون هم عوامل و مؤلفه‌های زیادی هستند که بر سیاست خارجی روسیه تأثیر می‌گذارند و موجب می‌شوند سیاستگذاران کرملین ترجیح دهند یکسری از سیاستها را مستقلانه و بدون رجوع و همکاری با ایران دنبال کنند، چون احساس می‌کنند بدین طریق می‌توانند مانع از جریان سازی ها، تبلیغات و جوسازی و تحریک برخی کشورها در منطقه و خارج از آن بشوند.
خیلی از کشورها مترصد این هستند که به محض همکاری و نزدیک شدن روسیه و ایران در برخی از موضوعات از این مسأله به عنوان ابزاری برای ایجاد یک جبهه یا موجی از تبلیغات منفی بین‌المللی و اثرگذاری بر افکار عمومی ملتها و دولتها استفاده کنند. مانند همین کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، چون از قدرت گرفتن ایران بشدت نگران هستند.
آنها می‌دانند اگر فضا برای ایران باز شود به سرعت و در کوتاه ترین زمان ممکن ایران به یک ابر قدرت منطقه‌ای تبدیل می‌شود و سایه اش را بر منطقه می‌افکند.
آمریکا و غرب هم ظهور چنین مدل و الگوی موفقی را در منطقه بر نمی‌تابند.

آیا مسکو از ظهور چنین ابر قدرت منطقه‌ای به تعبیر شما نگران نیست؟ مهمتر از آن پوتین و شخصیت و اهداف بلند پروازانه او کاملاً شناخته شده هستند. او از دوازده سال پیش در اندیشه احیای روسیه ابرقدرت است. آیا بازی نکردن با ایران در معادلات منطقه‌ای و بین المللی قدرت، ناشی از نخوت و غرور سودای ابرقدرتی او نیست؟
- پرسش بسیار مهمی است و موضعی که شاید خیلی‌ها به آن معتقد باشند؛ اینکه روسیه هم نمی‌خواهد ایران قدرت و نفوذش زیاد شود چون جای او را تنگ خواهد کرد و سهم خود را مطالبه خواهد کرد.
من این احساس را ندارم که روسیه از این جهت ایران را رقیب می‌بیند. روسیه تنها در یک موضوع ایران را رقیب می‌بیند و نگران است و آن موضوع انرژی و بویژه گاز است.
اما این نگرانی را هم رقابت و سیاستهای غرب به روسیه تحمیل کرده است. اگر برنامه‌های انرژی روسیه و ایران کمی هماهنگ شود این دو کشور می‌توانند بازار انرژی دنیا را مدیریت کنند.
ایران می‌تواند تأمین انرژی جنوب و شرق آسیا را تأمین کند و روسیه اروپا را در اختیار بگیرد که در عین تفکیک حوزه منافع، یک همکاری مؤثر را هم به وجود آورد و قدرت چانه زنی به واسطه جایگزین‌ها را هم از رقیبان و مشتریان می‌گیرد.
غرب هم این را می‌داند و به همین دلیل است که می‌بینیم آنها به دنبال سیاستها و راهکارهایی برای کاهش اعمال نفوذ و قدرت روسیه با ابزار انرژی در اروپا و همزمان ممانعت از انتقال انرژی و گاز ایران به سمت آسیا از طریق خط لوله صلح هستند.

این مسایل به هر حال توجیه بی‌توجهی روسیه به مشارکت راهبردی با ایران در سطح دیپلماسی کلان نیست. چیزی که در رأس دولت و قدرت درباره آن تصمیم گیری می‌شود؛ مثلاً خیلی از تحلیلگران مسایل راهبردی معتقدند، روسیه بی‌میل نیست که ایران هم به سازمان پیمان همکاری‌های استراتژیک وارد شود. سازمانی که هفته پیش در مسکو نشست سران آن برگزار شد. اما عملاً مسکو چنین پیشنهادی را مطرح نمی‌کند؟ چرا؟ در حالی که لزوم داشتن روابط یا نگاه راهبردی در روابط دو کشور وجود یک قرارداد همکاری‌های امنیتی و نظامی است. پیمانی که اگر بود، مسأله اس 300‌ها هم به وجود نمی‌آمد و به روابط ما آسیب نمی‌زد؟.
- من فکر می‌کنم نه تنها حضور ایران در این سازمان مؤثر خواهد بود بلکه اصول و چارچوب امنیت منطقه‌ای را کامل خواهد کرد و ارتقا می‌دهد.
شکی نیست که ایران یک قدرت منطقه‌ای است. دنیا بدون موافقت ایران نمی‌تواند در عراق کاری را انجام دهد، در افغانستان خواست و سیاستهای ایران تعیین کننده است، همان‌گونه که در خاورمیانه بازیگری ایران یک عنصر تعیین کننده است و این منطقه را به صحنه رقابت آمریکا و ایران بدل کرده است.
اما در آسیای میانه مواضع و دیدگاه‌های کشورها و اعضای سازمان پیمان همکاری‌های امنیتی متفاوت است و روابط خارجی آنها منحصر به روسیه نیست.
چنین پیشنهادی واکنشهای گسترده و تحرکات متقابل زیادی را به وجود می‌آورد که شاید در حال حاضر آمادگی برای آن و خنثی کردن آنها وجود ندارد و این زمان مناسب نیست.
من می‌خواهم به نکته مهمتری اشاره کنم و آن ظرفیتی است که بازی با برگ ایران و همکاری دوجانبه با آن در مناقشه‌های بین المللی به روسیه می‌دهد.
می دانید که موضوع استقرار موشکهای پاتریوت ناتو در ترکیه این روزها به یک جنگ سیاسی روسیه و غرب بدل شده. روسیه آنها را علیه خود می‌داند و ناتو و آمریکا می‌گویند برای جلوگیری از تهدید سوریه است. ایران هم این موشک‌ها را تهدید منافع و امنیت ملی خود می‌داند و باور ندارد که در شرایط کنونی بحران سوریه این ادعا واقعی باشد.
مسکو هم در کنار تهدیدی که خود احساس می‌کند، پیامدها و تهدیدهای این موشکها برای ایران را درک می‌کند.
منطق و منافع روسیه با تعریفی که ارایه کردم، حکم می‌کند که پوتین اعلام کند با ورود اولین پاتریوت به ترکیه، مسکو نیز موشکهای «اس300» را به ایران خواهد داد.
من و همکارانم قصد داریم در بازگشت به روسیه این موضوع و ایده را در رسانه‌های روسیه مطرح کنیم و می‌دانیم که بازخورد خوبی هم خواهد داشت. افکار عمومی روسیه هم این را می‌پذیرد که ما باید برای حفظ منافع ملی مان این کار را بکنیم.

اما عملاً چنین اتفاقی هیچ گاه نمی‌افتد. روسیه نه تنها منافع ملی خود را از دل همکاری با ایران و مساعدت با ما در بسیاری از موضوعات تأمین نکرده که در بسیاری مواقع شریک و همسایه نامطمئنی هم بوده. به همین دلیل هم مردم ایران ذهنیت و خاطره خوبی از روسیه ندارند و آنها را معامله گرانی قهار می‌دانند. کسانی که هر کجا سودی داشته، ایران را فروخته اند؟ من معتقدم که پوتین این امکان و توان را داشته که در خیلی از بزنگاه‌ها و موضوعات تصمیمات درستی بگیرد، ولی از این کار امتناع کرده است؟!.
- این ذهنیت درستی است و من هم این‌را می‌پذیرم. پوتین زمان زیاد و کافی داشت که تصمیمات جدی و دقیق تری را در برابر ایران و منطقه و سیاستهای خارجی اش بگیرد. الان هم ما این نقد را داریم که باز هم زمان بسرعت می‌گذرد و اتفاقهای مهمی رخ نمی‌دهد که این به ضرر روسیه است.
شاید یکی از دلایلش این باشد که روسیه با مشکلات اقتصادی و سیاسی شدید و زیادی در داخل رو به روست و افکار عمومی از وی می‌خواهد که به مسایل داخلی اولویت بالاتری بدهد.
از سوی دیگر پوتین در این دوره با مخالفتها و مشکلات سیاسی بزرگی در داخل رو به رو شد که انتظار و آمادگی آن را نداشت.
افزون بر این آمریکا و غرب هر کاری انجام می‌دهند تا قدرت مانور و فضای تنفس روسیه را تنگ تر کنند و برای کارهای آن هزینه‌های سنگین به وجود آورند.
به عنوان مثال آمریکا سالیانه صدها میلیون دلار در گرجستان و ازبکستان و آذربایجان هزینه می‌کند تا آنها به روسیه نزدیک نشوند.

شاید این نگرانی و ذهنیت این روزها باز هم تجدید شده باشد. البته این بار مسقیماً به ایران مربوط نمی‌شود، به حوزه امنیت ملی و منطقه‌ای ایران مربوط است. سخنان اخیر آقای پوتین درباره سوریه و اسد در ایران نگرانی هایی را به وجود آورده است. نسبت به اینکه روسیه در موضوع اسد و سوریه هم یک بار دیگر دست به سوداگری بزند و با غرب معامله کند؟
- بله! من هم از نزدیک دیده ام که صحبتهای پوتین نگرانی زیادی در ایران ایجاد کرده و خیلی‌ها گمان می‌کنند که روسیه اسد را رها کرده و کار سوریه یکسره می‌شود.
ولی من معتقدم و تاکید می‌کنم که پوتین هیچ حرف جدیدی نزد و تغییری در مواضع روسیه به وجود نیامده است.
روسیه معتقد است، اسد منتخب مردم سوریه و رئیس جمهور قانونی است؛ چون یک عده مخالف او هستند و جمعی از کشورها هم از آنها حمایت می‌کنند و یک جنگ داخلی در سوریه به وجود آورده اند، ما نمی‌توانیم با خواسته آنها برای سقوط دولت سوریه همراه شویم.
روسیه مخالف مداخله خارجی‌ها در تغییر حکومت سوریه است. اگر مردم در یک پروسه قانونی و دموکراتیک شخص دیگری را به جای اسد انتخاب کنند دولت روسیه آن را به رسمیت می‌شناسد.
مسکو به هیچ وجه اجازه نخواهد داد که یک هجوم نظامی خارجی علیه سوریه رخ دهد و قاطعانه با این موضوع برخورد می‌کند.

تحلیلگران سیاسی به سه مؤلفه مهم در عرصه بین المللی و منطقه‌ای اشاره می‌کنند که بر مبنای آنها ایران باید در سیاست خارجی روسیه نقطه اتکا قرار گیرد. نخست موضوع سپر دفاع موشکی، دوم مثلث ترکیه، عربستان و آمریکا و سوم اقدامات یک‌جانبه آمریکا در منطقه برای دور زدن شورای امنیت که روسیه در آن حق وتو دارد. درباره محور اول صحبت کردیم. اما در مورد دوم نگاه آمریکا به نقش و جایگاه ترکیه در آینده منطقه بسیار مهم است. آنها باور دارند که یک ترکیه قوی و مؤثر عامل مهمی برای سد کردن نفوذ روسیه و ایران خواهد بود. نظر شما چیست؟
- سیاستهای ترکیه و رفتار آنها بویژه در تحولات اخیر منطقه و بویژه سوریه بشدت برای روسیه نگران کننده بوده و هست. هیچ کس انتظار نداشت که ترکیه تا این حد و با چنین جدیت و بی‌پروایی در موضوع سوریه نقش آفرینی کند و برای سقوط حکومت در این کشور همه کاری را انجام دهد.
بدون تعارف باید بگویم که ترکیه در حد و اندازه چنین کاری نبود، آنها در موقعیتی نبوده و نیستند که بخواهند برای سوریه تعیین تکلیف کنند و رسماً بر خلاف قوانین و کنوانسیونهای بین المللی خواستار سقوط نظام یک کشور دیگر بشوند.
اگر ترکها تا این حد جسارت کرده اند، بی‌شک نتیجه حمایت و برنامه هدفمند آمریکاست که پرچم مخالف خوانی را دست اردوغان داده اند.
البته به همین دلیل ترکیه گرفتار مصیبت شده و با بحران رو به رو است و اردوغان نه راه پیش دارد و نه راه پس، چون بیش از حد و ظرفیتش جلو رفته است. افزون بر این، سیاستهای ترکیه موجب شد تا کردها کاملاً به سمت اسد بروند و یک بحران سیاسی برای ترکها به وجود آید.روسیه از سیاستهای ترکیه در مورد سوریه بشدت عصبانی است و علاوه بر این موضوع استقرار موشکهای پاتریوت ناتو در این کشور هم بیش از پیش مسکو را خشمگین کرده است.
روابط اقتصادی و تجاری روسیه با ترکیه در سطح بالایی است و می‌دانید که سوم و چهارم دسامبر آقای پوتین سفری به ترکیه داشت. در این سفر باید قراردادهای بزرگ اقتصادی دو کشور به امضا می‌رسید که از پیش برنامه ریزی شده بود، اما همین مسایل موجب شد بخش بزرگی از این قراردادها امضا نشود، ضمن اینکه سفر آقای پوتین با دو ماه تأخیر هم انجام شد.
در واقع اگر برنامه از پیش تعیین شده شورای بازرگانی روسیه و ترکیه در استانبول نبود، پوتین حتماً به این کشور نمی‌رفت و در کل برخی ارزیابی های این سفر را برای ترکیه بی‌نتیجه و از دست رفته عنوان کردند.
غرب خیلی تمایل دارد که ترکیه را به عنوان بازیگر مهم و اول منطقه و یک قدرت اقتصادی و سیاسی در برابر قدرت و نفوذ ایران و رجوع روسیه به خاورمیانه و آسیای مرکزی قرار دهد، اما موفق نشده است.
من معتقدم اگر ترکیه در کنار ایران قرار می‌گرفت می‌توانست یک بازیگر برتر منطقه‌ای بشود، همچنان که وقتی آنها در مسأله هسته‌ای ایران کمی به تهران نزدیک شدند و توافقنامه تهران شکل گرفت، پرستیژ و شأن آنها در عرصه بین المللی بشدت بالا رفت، ولی این الگو و موقعیت را از دست دادند.
حالا هم ایران به آنها شک دارد و هم کشورهای منطقه به آنها بی‌اعتماد هستند و مهمتر اینکه کشورهای عربی هیچ گاه به ترکیه‌ای که در خواب و خیال سلطه دوران عثمانی است، نزدیک نخواهند شد. مجموع این مسایل موجب می‌شود که روسیه چندان نگران موقعیت ترکیه به عنوان یک رقیب یا تهدید نباشد.

موضع ایران و روسیه در مورد بحران سوریه بسیار به هم نزدیک و حتی شاید بتوان گفت منطبق است. ایران طرحی 6 ماده‌ای برای حل بحران سوریه ارایه داده تا پروسه‌ای سوری- سوری برای حل سیاسی و مسالمت آمیز بحران شکل گیرد. چرا روسیه بصراحت از طرح ایران حمایت نمی‌کند؟
- روسیه و ایران در مورد سوریه دیدگاه مشترکی دارند، ولی راه و روش حل و فصل این بحران تا اندازه‌ای از دیدگاه روسیه با نظر تهران متفاوت است.
روسیه معتقد است که در سوریه باید همه پرسی انجام شود و در نتیجه آن اگر مردم فرد دیگری غیر از اسد را می‌خواهند و او را به قدرت می‌رسانند، مسکو وی را می‌پذیرد.اما من احساس می‌کنم که تاکید ایران بر شخص اسد و حفظ اوست.
ایران خواستار توقف کمک به شورشی‌ها و مخالفان است، ولی روسیه می‌گوید نه به مخالفان و نه به دولت سوریه نباید کمک تسلیحاتی کرد و سرانجام در طرح ایران پس از توقف درگیری‌ها آمده که باید انتخابات پارلمانی توسط دولت موقت برگزار شود و پروسه‌های قانونی پس از آن انجام گیرد.
روسیه با این مسأله مخالف است. مسکو می‌گوید در ماه می‌گذشته انتخابات مجلس برگزار شده و این مجلس قانونی است و توجیهی ندارد که منحل و انتخابات دیگری شکل گیرد.
من انکار نمی‌کنم که این امکان وجود دارد که کشورهای غربی و عرب پیشنهادهایی را به روسیه بدهند که او را وسوسه کند تا در مورد سوریه معامله کند، ولی مطمئنم که ایران تا آخر از سوریه حمایت خواهد کرد و معتقدم که حمایتهای ایران است که تاکنون سوریه را نگه داشته است.
البته نباید این نکات مهم را هم نادیده گرفت که تجربه لیبی خیلی برای مسکو سخت و آموزنده بود و به نظر می‌رسد که آنها نمی‌خواهند یک بار دیگر این قضیه در سوریه تکرار شود.
همچنین روسیه تنها پایگاه نظامی اش در منطقه در «طرطوس» سوریه است و اگر این پایگاه را از دست بدهد، ارتباط استراتژیک نظامی و امنیتی اش را با خاورمیانه و مدیترانه کاملاً از دست می‌دهد.
در واقع این پایگاه یک نماد از حضور و نفوذ روسیه است و اگر از دست برود پرستیژ روسیه از دست می‌رود.
حتی این موضوع که با سقوط سوریه منافع، نفوذ و امنیت ایران آسیب می‌بیند هم به نفع روسیه نیست و آن را نمی‌خواهد.

شما گفتید که روسیه مخالف کمک به هر دو طرف این جنگ است. ولی روسیه در همین هفته یک رزمایش نظامی در آبهای سوریه انجام داد و برای این رزمایش ناوگان آتلانتیک و دریای سیاه خود را هم به مدیترانه اعزام کرد. این چه معنایی دارد؟
- این رزمایش معنایش این بود که روسیه اجازه نمی‌دهد تجربه لیبی تکرار شود و اینکه اجازه نخواهد داد مداخله خارجی در سوریه انجام شود؛ یعنی اینکه روسیه تنها در شورای امنیت با اقدام علیه سوریه مخالفت نمی‌کند و در برابر همان موضوعی که شما اشاره کردید؛ یعنی دور زدن شورای امنیت و اقدامهای خودسرانه هم واکنش قاطع نشان خواهد داد.
این رزمایشها مانع از ماجراجویی سیاستمداران غربی می‌شود؛ چون غرب به هیچ وجه آماده نیست با روسیه رو به رو شود؛ زیرا در این صورت دیگر باید پرونده‌ها و برنامه‌های دیگر خود را معلق بگذارند و بر تقابل با روسیه متمرکز شوند.
پس در واقع باید گفته ام را این‌گونه تکمیل کنم که پایداری ایران و حمایت روسیه در کنار هم موجب حفظ سوریه شده است.
من پیشنهاد مهمی برای مقامهای ایرانی دارم که به وسیله آن می‌توانند بیش از پیش روسیه را بویژه در موضوع سوریه به خود نزدیک کنند.
ایران می‌تواند یک ابتکار ترغیب کننده به مسکو ارایه دهد؛ ایده‌ای که مسکو حتماً از آن استقبال خواهد کرد.ایران می‌تواند ولو سر بسته و خیلی کلی آمادگی خود را برای مذاکره با روسها برای به رسمیت شناختن استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی اعلام کند. خیلی با احتیاط و اشاره‌های دورادور که نشان دهد ایران هم به منافع روسیه توجه بیشتری دارد.
بر اساس صحبتهای اخیر آقای پوتین، این نگاه به منافع مشترک می‌تواند به افغانستان و عراق هم تعمیم پیدا کند.

در مورد پرونده هسته‌ای ایران چطور. چون نه تنها در ماه‌های اخیر نقش روسیه در مذاکرات سیاسی ایران و 1+5 کمرنگ تر شده که ناظران سیاسی معتقدند، کشورهای اروپایی هم دیگر ابتکار عمل در این گروه را ندارند و این آمریکایی‌ها هستند که رفته رفته جلو می‌آیند و شاید مایلند که مستقیم با خود ایران وارد مذاکره شوند. دو هفته پیش رسانه‌های آمریکایی از طرح و بسته پیشنهادی جدیدی حرف زدند که واشنگتن با عجله در حال آماده کردن آن برای ارایه به ایران است. با محوریت معامله بر سر غنی سازی 20 درصد. اگر ایران با 1+5 بر سر بسته جدید به توافقی برسد، موضع روسیه چیست؟ چون حل مشکل ایران با غرب در هر سطحی اگرچه از نگاه شما به نفع روسیه است، اما نمی‌توان رد کرد که یک برگ بازی را از مسکو می‌گیرد.
- در دراز مدت اگر روابط ایران با غرب به حالت عادی باز گردد، حتماً این مسأله نفوذ و حضور روسیه را در ایران کم خواهد کرد، اما در مقایسه با ریسک‌ها و مشکلاتی که مناقشه ایران و غرب در منطقه ایجاد کرده و البته برای روسیه هم مشکلاتی را دارد، مسکو مخالف شکل گیری یک توافق بر سر موضوع هسته‌ای میان ایران و 1+5 نیست. حتی اگر طرحی باشد که آمریکایی‌ها ارایه دهند.
ایران نشان داده که همیشه دست پری در مذاکرات سیاسی دارد و با ایده‌ها و برنامه‌های متنوعی برای هر وضعیتی آماده است تا یک برگ جدید را روی میز بگذارد.
من معتقدم مسأله غنی سازی 20درصد چیزی است که ایران در نهایت می‌تواند روی آن معامله کند، اگر تضمینها و امتیازهای کافی بگیرد.
حتی پذیرش گفتگو بر سر این پیشنهاد حداقل 6 ماه تا یک سال زمان برای ایران می‌خرد و مذاکرات فنی هم که شما با آژانس شروع کرده اید ظرفیتی است که می‌تواند به باز کردن فضا کمک کند.
اگر ایران بپذیرد که درباره این بسته مذاکره کند، دیگر به نام جامعه جهانی نمی‌توانند فشارهای بیشتری را بر او وارد کنند.
البته من مطمئنم که تا ماه سپتامبر(خرداماه) هیچ اتفاقی نخواهد افتاد که فشارها را بر ایران افزایش دهد، چون انتخابات ریاست جمهوری ایران در پیش است و خارجی‌ها منتظرند که ببینند چه کسی بر سر کار می‌آید و چه سیاستهایی دارد.
البته این روزها حرفهای زیادی درباره تمایل آمریکا به مذاکره مستقیم با ایران مطرح می‌شود و خیلی‌ها امیدوار به این هستند؛ چون این‌گونه گفته می‌شود که اوباما در دور دوم دیگر ملاحظات انتخاباتی ندارد و می‌تواند از فشارهای لابی صهیونیستی فرار کند.
اما من به صراحت می‌گویم که تمایل آمریکا برای مذاکره و تفاهم با ایران دروغی بیش نیست.
سابقه سه دهه گذشته و چندین مورد مذاکرات و تماسهای ایران و آمریکا از موضوع دیپلماتهای آمریکایی در لبنان تا مذاکرات و پیشنهادهای متعدد در جریان پرونده هسته‌ای ثابت می‌کند که واشنگتن برای گفت‌وگوی جدی آماده نیست و پیشنهادها و دعوتهای آن چیزی جز مانور دیپلماتیک و خریدن وقت برای صفآرایی جدید نیروهایش نیست. هدف راهبرد همه دولتهای آمریکا تنظیم روابط آمریکایی – ایرانی نیست، بلکه سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی ایران است.

نظرات() 

چرا به جز امام حسین ،حتی پیامبر هم اربعین ندارد؟

1391/10/11

نویسنده: احمد علی ابراهیمی |


چرا فقط برای امام حسین علیه ‏السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اکرم صلی ‏اللَّه‏ علیه ‏و آله، مراسم روز اربعین نداریم؟

اربعین یعنی گذشت چهل روز از مصیبت جانگداز شهادت سرور و سالار شهیدان.. چرا فقط برای امام حسین علیه ‏السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اکرم صلی ‏اللَّه‏ علیه ‏و آله، مراسم روز اربعین نداریم؟

به گزارش پارس، برای توضیح جواب این سؤال، به این مطالب توجه کنید:

۱) فداکاری‏های امام حسین علیه‏السلام، دین را زنده کرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداکاری‏ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامی‏داشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.
۲) مصیبت حضرت امام حسین علیه‏السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه‏السلام، از همه مصیبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل دیگری هم در کار نبود، همین عامل کافی است که نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه‏السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام‏صلی‏اللَّه‏علیه‏وآله عزاداری می‏کنیم و مراسم متعددی برپا می‏کنیم.
۳) در ماه محرم سال ۶۱ ق. امام حسین علیه‏السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را کشتند و اسیران کربلا را به کوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه‏السلام و یارانش، به کربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.
۴) دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه‏السلام، قصد نابود کردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه‏السلام تلاش کردند تا حادثه کربلا، به کلی فراموش شود و حتی کسانی را که برای زیارت امام حسین علیه‏السلام می‏آمدند، شکنجه می‏کردند و می‏کشتند. در زمان متوکل عباسی، همه قبرهای کربلا را شخم زدند؛ مزرعه کردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام، منع کردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می‏کردند که یکی از این مناسبت‏ها، حادثه روز اربعین است.
۵) یکی از نشانه ‏های مؤمن، زیارت امام حسین علیه‏السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسکری علیه‏السلام روایت شده است که علامت‏های مؤمن پنج چیز است؛ پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه‏روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن‏۱ و یکی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده‏ اند.

نظرات() 

چین تحریم را بهانه کرد و گریخت

1391/10/11

نویسنده: احمد علی ابراهیمی |


صادق جوکار در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی اشاره می کند که فاز 11 پروژه پارس جنوبی با قراردادی 60 ماه به چینی ها واگذار شده بود که در ماه جاری چینی ها نهایتا با خلف وعده های فراوان پای خود را از این پروژه میلیاردی بیرون کشیدند

دیپلماسی ایرانی: ایران به عنوان یکی از اعضای «سازمان کشورهای صادرکننده نفت»(OPEC)در رده چهار کشور دارنده بزرگترین ذخایر جهانی نفت و گاز می باشد. در سال 2010، این کشور صادرکننده سوم نفت خام جهان بعد از عربستان و روسیه بود اما با توجه به افزایش مصرف داخلی و کاهش تولید بواسطه تحریم ها، حجم نفت صادراتی ایران کم شده است. ذخایر نفتی این کشور نیز طبق آخرین آمارهای بی پی2011 برابر در ردیف چهارم جهان بعد از عربستان و کانادا و ونزوئلا معادل 9/9درصد ذخایر جهانی بوده است.i برخی آمارها با توجه به اینکه بسیاری از ذخایر نفتی کانادا «نفت نامتعارف» می باشد، ایران را در ردیف سوم قرار می دهند. بنا به آمارهای آخرین ترازنامه انرژی ایران، ایران با احتساب ذخیره نفت خام و میعانات گازی متعارف، پس از عربستان سعودی و ونزوئلا در رتبه سوم جهان قرار گرفته است. بایستی خاطر نشان کرد که ایران در سال های گذشته در مقام دوم قرار داشته که با کشف ذخایر نفتی جدید در ونزوئلا، از رتبه دوم به رتبه سوم جهان تنزل یافته است. لازم به ذکر است که این شرایط بدون لحاظ نمودن ذخایر سرشار ماسه های قیری در کشور کانادا می باشد. با لحاظ نمودن این ذخایر غیر متعارف، رتبه ایران در جهان ازمقام سوم به چهارم تنزل می یابد.ii

در سالهای اخیر بخصوص از سپتامبر2010، تحریم های خارجی سرعت پیشرفت بخش انرژی ایران بویژه در بخش توسعه بالادستی -نفت و گاز هر دو- را کند کرده است. این امر سبب شده است که تعدادی از شرکت های خارجی فعال در پروژه های توسعه بالادستی انرژی از ایران خارج شوند. تحریم ها همچنین بر واردات مواد پالایشی نیز تاثیر گذاشته و سبب شد که ایران اقداماتی را برای افزایش ظرفیت پالایشی خود انجام دهد.

در جنوبی ترین ساحل ایران، تنگه استراتژیک هرمز قرار دارد که مهمترین مسیر صادرات نفت و گاز طبیعی مایع شده(LNG) ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس می باشد. در باریکترین نقطه، این تنگه دارای عرضی 21مایلی می باشد و در سال 2011 روزانه 21میلیون بشکه در روز- معادل 35 درصد نفت انتقالی دریایی و 20 درصد مجموع نفت تجارت شده جهان- از آن گذر کرده است. علاوه بر نفت، بین ژانویه تا اکتبر2011- ماه اول تا ماه 10میلادی- حدود 70میلیون تن گاز طبیعی مایع شده(LNG)از این تنگه گذر کرده است.iii

دلایل خروج شرکت شرکت CNPC چین از قرارداد توسعه فاز ١١ پارس جنوبی بعد از ۳،۵ سال و روند توسعه میدان گازی پارس جنوبی و تاثیر تحریم ها بر خروج شرکت های خارجی از این پروژه را مورد بررسی قرار می دهیم.

گاز طبیعی

براساس گزارشات EIA در ژانویه ٢٠١١ میزان ذخایر اثبات شده گاز طبیعی ایران معادل ١٠٤٦تریلیون فوت مکعب(برابر با ٦/٢٩تریلیارد متر مکعب) در جایگاه دوم جهان بعد از روسیه قرار دارد.iv طبق اطلاعات شرکت بی پی، میزان ذخایر گاز طبیعی ایران برابر با ١/٣٣تریلیارد مترمکعب معادل با ٩/١٥درصد مجموع ذخایر گاز طبیعی متعارف جهان می باشد.v ترازنامه انرژی ایران با توجه به اکتشافات ٢ سال گذشته، میزان ذخایر ایران را از ٢٩ تریلیون مترمکعب در سال ١٣٨٧ به ٠٩/٣٣تریلیون متر مکعب در سال ١٣٨٨ و ٦٢/٣٣تریلیون مترمکعب ارزیابی کرده است.vi

تولید و مصرف گاز طبیعی

میزان تولید گاز طبیعی ایران در دو دهه گذشته بیش از 550درصد افزایش یافته درعین حال میزان مصرف گاز طبیعی نیز در این کشور رشد شدیدی داشته است. اگر رشد تقاضای گاز طبیعی نرخ کنونی را داشته باشد، احتمال کمبود گاز طبیعی نیز افزایش می یابد. در حال حاضر به دلیل رشد فزاینده مصرف داخلی، صادرات گاز طبیعی ایران بسیار محدود می باشد هرچند امید می رود که با توسعه آتی پروژه های پارس جنوبی و دیگر طرح های توسعه ای، میزان صادرات ایران گسترش یابد. بنا به آمارهای اداره اطلاعات انرژی آمریکا(EIA)، میزان تولید ناخالص گاز ایران در سال 2010 معادل 7/7تریلیون فوت مکعب بوده که حدود 2/1تریلیون فوت مکعب آن مجدداً برای ازدیاد برداشت نفت به چاه های نفتی تزریق مجدد می گردد. طبق همین آمار، در این سال میزان مصرف ایران نیز 1/5تریلیون فوت مکعب بوده است.vii طبق آمارهای شرکت بی پی(2011)نیز میزان تولید گاز طبیعی فراوری شده ایران 5/138میلیارد مترمکعب و میزان مصرف این کشور 9/136میلیارد مترمکعب بوده است.viii هرچند ایران سعی می کند با استفاده از تکنیک های بهبود تولید(EOR) میزان تولید گاز طبیعی خود را بالا ببرد اما در عین حال انتظار می رود که سهم گاز طبیعی مورد استفاده برای تزریق مجدد به چاههای نفتی نیز به شدت افزایش یابد که این امر سهم گاز طبیعی در دسترس برای صادرات را کاهش می دهد. در سال 1389 روزانه 4/88 میلیون مترمکعب گازطبیعی به میادین نفتی تزریق شده که نسبت به سال پیش از آن 9/11درصد افزایش داشته است. برنامه تزریق گاز به مخازن درحالی است که برداشت نفت از میادین نفتی کشور به دلیل رسیدن به نیمه دوم عمر خود کاهش یافته است. البته باید توجه نمود که برداشت زود هنگام از میادین نفتی جدید در صورت مطالعه ناکافی و بی توجهی به موضوع تزریق برای ازدیاد برداشت، احتمالاً آسیب به مخازن را در پی دارد. در سال 1389، وزارت نفت طرح های تزریق به میادین نفتی جنوب، سیری، آغاجاری و همچنین طرح افزایش توان تزریق گاز میادین کرنج و پارسی را در برنامة خود داشته است.

در مجموع باید گفت که میزان تولید آتی ایران کاملاً منوط به مهمترین طرح های توسعه ای این کشور در بزرگترین حوزه کشور- پارس جنوبی- بوده که در بخشهای آتی به روند توسعه فازهای آن پرداخته می شود. در حال حاضر، آمارهای مصرف گاز طبیعی نشان دهنده عدم وجود ظرفیت اضافه تولید نسبت به میزان مصرف داخلی برای صادرات است. نکته مهمی که مسئولان ایران در توسعه ظرفیت تولید گاز خود به آن توجه کنند، رشد سالیانه ٧درصدی مصرف داخلی گاز طبیعی در دهه آینده است.

مدیریت سازمانی بخش گاز طبیعی

«شرکت ملی گاز ایران»(NIGC) مسئول زیرساخت ها، انتقال و توزیع گاز طبیعی در ایران می باشد. در سال ٢٠٠٣، «شرکت ملی صادرات گاز ایران»(NIGEC) برای مدیریت و نظارت بر همه خطوط لوله و پروژه های LNG تاسیس گردید. تا می ٢٠١٠، «شرکت ملی صادرات گاز ایران» تحت کنترل «شرکت ملی نفت ایران»(NIOC) بود اما وزارت نفت آن را در کنترل شرکت ملی گاز درآورد که اقدامی برای گسترش مسئولیت این شرکت - شرکت ملی گاز- به پروژ های جدید گاز طبیعی بود. به دلیل برخی تحریم های ناعادلانه غربی علیه ایران، برخی شرکت های غربی بین المللی چون ریپسول(اسپانیا)، شل(بریتانیا) و توتال(فرانسه) از پروژه های توسعه منابع گاز طبیعی ایران عقب نشستند. در واکنش به این امر، ایران به سمت شرکتهای شرقی چون شرکت نفت دولتی هند، سینوپک چین و گازپروم روسیه برای افزایش حضور در طرح های توسعه ای بالادستی گاز این کشور روی آورد. همانند بخش نفتی، قرادادهای ایران با شرکت های بین المللی در چارچوب قراردادهای «بیع متقابل» از نوع « خرید خدمت» قرار دارد. اخیراً مجلس ایران، انعقاد قرادادهای مبتنی بر «مشارکت در تولید» را در حوزه های نفت و گاز مشترک را مجاز شمرده است که به دلیل منابع عظیم گازی ایران، می تواند مشوقی برای جذب بیشتر شرکت های بین المللی در سرمایه گذاری در بخش انرژی ایران گردد. در حال حاضر «شرکت ملی نفت جنوب ایران»(NISOC) – زیرمجموعه شرکت ملی نفت ایران- مسئول بخش اعظم تولید گاز طبیعی ایران در مناطق جنوبی است.

واردات و صادرات گاز طبیعی

ایران با امضاء قرارداد خرید گاز از ترکمنستان در سال 1997 از طریق خط لوله « کروپچی-کردکوی» به واردات سالانه 8میلیارد مترمکعب گاز ترکمنستان اقدام کرده است. در سالهای 2011-2010 با تکمیل خط لوله گازی « دولت آباد-هاشمی نژاد»، قرارداد افزایش واردات گاز ایران از ترکمنستان تا 20میلیارد مترمکعب منعقد شد. بین ماههای ژانویه تا اکتبر 2011(9ماه سال) ایران از کشور ترکمنستان 1/1میلیارد فوت مکعب در روز(معادل31 میلیون مترمکعب در روز) گاز وارد کرده است.

از نظر صادرات نیز ایران از طریق خط لوله به کشورهای ترکیه و ارمنستان گاز صادر می کند. از سال 2001، کشور ترکیه واردکننده گاز ایران بوده و میزان واردات این کشور از ایران در سال 2010 روزانه 762میلیون فوت مکعب در روز(معادل 21میلیون متر مکعب در روز) بود که این میزان به صورت میانگین در سال 2011 به 24میلیون مترمکعب رسیده است. ظرفیت خط لوله صادراتی گاز ایران به ترکیه 40-36میلیون مترمکعب در روز می باشد. علا.ه بر ترکیه، ایران و ارمنستان سال 1383 قراردادی به منظور تهاتر گاز و برق امضا کردند که مطابق با این توافق قرار بود حجم صادرات گاز ایران تا سال 2010 میلادی به یک میلیارد متر مکعب در سال افزایش یابد. در حال حاضر به طور متوسط روزانه بیش از یک میلیون متر مکعب گاز طبیعی از طریق تاسیسات مرزی نوردوز به این کشور همسایه صادر می شود که برای انتقال گاز طبیعی به ارمنستان خط لوله ای به قطر 30 اینچ و به طول 113 کیلومتر حدفاصل تبریز تا مرز ارمنستان ساخته شده است. مدت قرارداد تهاتر گاز ایران و برق ارمنستان را 20 ساله بوده که قرارداد صادرات گاز ایران به ارمنستان یک قرارداد چهار جانبه میان شرکت ملی صادرات گاز ایران، شرکت توانیر، شرکت ایروان تی پی پی و شرکت برق ارمنستان است.ix

در خرداد 1389، وزیر نفت پاکستان از نهایی شدن قرارداد خرید گاز ایران پس از 17 سال مذاکره خبر داد. بر پایه توافقنامه خرید و فروش گاز میان 2 کشور (جی اس پی ای)، میزان گاز صادراتی ایران به پاکستان روزانه 750 میلیون فوت مکعب خواهد بود که به یک میلیارد فوت مکعب (حدود 30 میلیون متر مکعب در روز) افزایش خواهد یافت. مطابق با این قرارداد ایران باید تا سال 2014 میلادی سالانه بیش از 20 میلیون متر مکعب گاز به این کشور همسایه صادر کند. مدت زمان عرضه گاز ایران به پاکستان 25 سال است که به مدت 5 سال دیگر نیز می تواند تمدید شود.x

برنامه های توسعه تولید گاز طبیعی

مهمترین پروژه توسعه تولید انرژی ایران، حوزه دریایی پارس جنوبی می باشد که با کشور قطر مشترک است. این میدان در کشور قطر «میدان شمالی و یا گنبد شمالی» نامیده می شود. این حوزه در سال 1990 کشف شد و در 62 مایلی ساحل ایران در خلیج فارس قرار دارد. برنامه توسعه این حوزه در 24فاز تدوین شده که بوسیله «شرکت نفت و گاز پارس»(POGC)- زیرمجموعه شرکت ملی نفت ایران- مدیریت می شود. هر یک از این فازها دارای برنامه تولید ترکیبی از میعانات گازی، گاز طبیعی می باشد که فازهای 1تا10 آن به بهره برداری رسیده است. قسمت عمده تولید کنونی این فازها به بازار داخلی و یا تزریق مجدد به چاههای نفتی اختصاص خواهند یافت و مابقی آن به صورت گاز طبیعی مایع شده(LNG) صادرشده و یا در پروژه های جی تی ال(فر آیند تبدیل گاز طبیعی به هیدروکربنهای مایع ) مورد استفاده قرار می گیرند. به دلیل اهمیت محوری توسعه فازهای پارس جنوبی در برنامه توسعه تولید گاز کشور ایران، توسعه این میدان در صفحات آتی با تفصیل بیشتری مورد بررسی قرار می گیرد.

توسعه فازهای حوزه پارس جنوبی

عمده ترین مرکز سرمایه گذاری ایران در بیش از یک دهه اخیر، حوزه گازی «پارس جنوبی» می باشد که با کشور قطر مشترک می باشد- این حوزه گازی در قطر گنبد شمالی و یا حوزه شمالی خوانده می شود. وسعت این حوزه 9700 کیلیومتر مربع می باشد که 3700کیلیومتر مربع آن در خاک ایران و 6000کیلومترمربع آن در خاک قطر می باشد. از نظر آژانس بین المللی انرژی ذخیره درجای این حوزه معادل 1800تریلیون فوت مکعب برابر با 51تریلیون مترمکعب گاز و حدود 50میلیارد بشکه میعانات گازی می باشد که از این میان 550تریلیون فوت مکعب(2/14تریلیون مترمکعب) در طرف ایران و 1300تریلیون فوت مکعب(7/36تریلیون مترمکعب) در طرف قطر است. ذخیره گازی قابل استحصال طرف ایران برابر با 360تریلیون فوت مکعب برابر 1/10تریلیون مترمکعب و ذخیره گازی قابل استحصال طرف قطری برابر با 900 تریلیون فوت مکعب برابر با 5/25 تریلیون مترمکعب می باشد. به طور کلی، ذخایر گازی این حوزه در طرف قطری معادل 99درصد کل ذخایر گازی این کشور و 14درصد ذخایر جهانی بوده و ذخایر گازی طرف ایرانی 36درصد کل ذخایر گازی این کشور6/5درصد کل ذخایر جهانی است. علاوه بر گاز طبیعی، این حوزه در طرف قطری 30میلیاردبشکه میعانات گازی دارد که حداقل 10میلیارد بشکه آن قابل استحصال بوده، در حالیکه در طرف ایرانی 18 میلیاردبشکه میعانات گازی درجا وجود دارد که 9میلیارد بشکه آن قابل استحصال می باشد.

حوزه پارس جنوبی در سال 1990 توسط شرکت ملی نفت ایران کشف گردید و «شرکت نفت و گاز پارس» - زیرمجموعه شرکت ملی نفت- مسئول توسعه پروژه های مرتبط با این حوزه گردید. این شرکت ملی برنامه توسعه حوزه مشترک گازی پارس جنوبی را در 30-24 فاز طراحی کرده است که در صورت تحقق می تواند 30-25میلیارد فوت مکعب(معادل 850-710میلیون مترمکعب) گاز طبیعی در روز تولید نماید. هر فاز این توسعه ای این حوزه برای تولید روزانه 1میلیارد فوت مکعب(معادل 28میلیون مترمکعب)گاز طبیعی، 40هزاربشکه میعانات گازی، 1500 تن ال پی جی(گاز مایع) و 200 تن گوگرد در روز طراحی شده است.xi توسعه این حوزه تاکنون متاثر از مشکلات مختلفی- تکنیکی، حقوقی و این اواخر سیاسی- بوده است. با این وجود، تولید گاز ایران از این حوزه از دسامبر 2002 از فاز 2 این حوزه به میزان 1میلیارد فوت مکعب در روز(28میلیون متر مکعب در روز) گاز تر شروع شد که بوسیله خط لوله به تاسیسات فرآوری و نم زدایی عسلویه انتقال می یابد. میزان تولید گاز طبیعی ایران از این حوزه در دسامبر 2010 به 75میلیون مترمکعب در روز رسید که نشان دهنده افزایش 30درصدی تولید گاز بین سالهای 2009 و 2010 می باشد.

تا سال 2008، فازهای 1، 2، 3 ،4 و 5 این حوزه و در پایان سال 2008 ، فازهای 6، 7، 8، 9 و 10 آن نیز به بهره برداری رسید. هم اکنون فازهای 12، 15، 16، 17، 18، 19، 27 و 28 این حوزه در مراحل مختلف پیشرفت می باشند. با راه اندازی این هشت فاز، پیش بینی می شود که روزانه 320هزار بشکه میعانات گازی، 4میلیون تن گوگرد، 4/4 میلیون تن ال پی جی و 4میلیون تن گاز اتان تولید شود. طبق پیش بینی ها، در صورت اجرا شدن این هشت فاز، ایران از سال 2015 دارای درآمد سالانه 100میلیارد دلار از این حوزه بوده و ظرفیت تولید گاز کشور به روزانه 1/1میلیارد مترمکعب(5/401 میلیارد مترمکعب گاز طبیعی در سال) می رساند. لازم به ذکر است که فازهای 11، 13 و 14 این حوزه نیز به پروژه های «پارس ال ان جی» و «پرشین ال ان جی» اختصاص دارند.

عقب ماندگی در برداشت گازطبیعی از کشور قطر از حوزه مشترک پارس جنوبی

تا پایان سال 2008، تولید انباشتی کشور قطراز حوزه مشترک پارس جنوبی 2برابر تولید انباشتی ایران از این حوزه بود. در این سال کشور قطر بین سالهای 1997 تا 2008 حدود 20تریلیون فوت مکعب(معادل 570میلیارد مترمکعب) از این حوزه برداشت کرده بود و ایران بین سالهای 2003(شروع بهره برداری ایران) تا 2008 حدود 10تریلیون فوت مکعب(معادل 280میلیارد مترمکعب) بود. پیش بینی می شود که این نسبت در آینده کوتاه مدت حفظ گردد به نحوی که در پایان سال 2011 میزان تولید انباشتی کشور قطر به 41تریلیارد فوت مکعب و تولید انباشتی ایران به 21تریلیارد مترمکعب رسید. در سال 2011 میزان تولید سالانه کشور قطر به 8تریلیادفوت مکعب(معادل 230میلیارد مترمکعب) و میزان تولید سالانه ایران به 4تریلیارد فوت مکعب(معادل 110میلیارد مترمکعب) رسید.

بررسی فازهای توسعه حوزه گازی پارس جنوبیxii

فاز 1: این فاز بوسیله شرکت پتروپارس برای تولید 1میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی، 40هزار بشکه میعانات گازی، 1500 تن ال پی جی و 200 تن سولفور در روز توسعه داده شده است. زمان بهره برداری از این فاز نیمه دوم سال 1381 بوده است. مجموعه دریایی مرتبط با این فاز شامل سکوهای حفاری، بهره برداری، مسکونی، مشعل، خط لوله زیردریایی 18 اینچ به طول تقریبی 5/5 کیلومتر برای انتقال گاز یک سکوی حفاری به سکوی بهره برداری، خطوط لوله 30 اینچ صادرات میعانات گازی در دریا به طول 3 کیلومتر، خط لوله زیردریایی 32 اینچ به طول 105 کیلومتر جهت انتقال گاز و معیانات گازی در دو مرحله به پالایشگاه ساحلی است. تاسیسات ساحلی شامل واحدهای دریافت و جداسازی گاز و میعانات گازی، تثبیت میعانات گازی، شیرین سازی نم زدایی، تنظیم نقطه شبنم و تراکم گازهای جهت انتقال و بازیافت و انجماد گوگرد می باشد.

فازهای 2و3: اجرای مراحل دوم و سوم طرح توسعه میدان جهت استحصال2000 میلیون فوت مکعب و 80،000  بشکه میعانات گازی و400 تن گوگرد در روز بصورت بیع متقابل درتاریخ 25/5/77 به کنسرسیوم شرکت های توتال ، گاز پروم و پتروناس واگذارگردیده است. نحوه انتقال گاز و میعانات گازی به پالایشگاه بصورت سه فازی می باشد . تاسیسات دریائی شامل 2 سکوی حفاری برای حفر2 حلقه چاه توصیفی و 20 حلقه چاه توسعه ای، 2 رشته خط لوله زیردریائی 32 و 45 اینچ هریک به طول 105 کیلومتر میباشد. یک پالایشگاه گاز درساحل به ظرفیت 2000 میلیون فوت مکعب ساخته شده است که شامل واحدهای دریافت و جداسازی گاز و میعانات گازی، تثبیت میعانات گازی، شیرین سازی، نم زدائی، تنظیم نقطه شبنم و مرکاپتان زدائی وتراکم گاز جهت انتقال، بازیافت و انجماد گوگرد و واحد احیائی مونواتیلن گلیکول جهت تزریق می باشد . محصول گاز پالایشگاه بااستفاده از خط لوله 56 اینچ مرحله اول به خط لوله سراسری سوم انتقال گاز درمنطقه کنگان ارسال خواهدشد. این فازها در مارس 2003 به بهره برداری رسید.

فازهای 4 و 5: فازهای 4و5 این طرح به منظور تولید روزانه 57 میلیون متر مکعب گاز طبیعی جهت مصارف داخلی و صادرات، تولید روزانه حدود 3000 تن گاز مایع (LPG)، تولید روزانه 80 هزار شبکه میعانات گازی و 400 تن گوگرد جهت صادرات و تولید سالانه 1 میلیون تن اتان به عنوان خوراک واحدهای پتروشیمی طراحی گردید. عملیات اجرایی این دو فاز توسط مشارکت شرکت آنی ایتالیا و پتروپارس در سال 80 آغاز شد و اولین مرحله بهره برداری آن در اواسط 1383 انجام گردید.

فازهای 6،7 و 8 : این فازها بوسیله شرکت های پتروپارس و استات اویل برای تولید روزانه حدود 80 میلیون متر مکعب گاز ترش جهت تزریق به حوزه نفتی آغاجری و تولید روزانه 4500 تن گاز مایع (LPG) در سال جهت صادرات و 120هزار بشکه میعانات گازی در روز جهت صادرات توسعه یافتند. شرکت پتروپارس مسئول ساخت تاسیسات خشکی و شرکت استات اویل مسئول ساخت تاسیسات دریایی این فازها بود. از هر یک از این تاسیسات دریایی یک خط لوله 31 اینچی به تاسیسات خشکی کشیده شده است. این فازها در سال 1387 به بهره برداری رسید.

فازهای 9 و 10: این فازها بوسیله شرکت ال جی کره جنوبی برای تولید روزانه 57 میلیون متر مکعب گاز طبیعی جهت مصارف داخلی و صادرات، 80 هزار شبکه میعانات گازی و 400 تن گوگرد جهت صادرات، تولید سالانه 1 میلیون تن اتان جهت مصرف در مجتمع های پتروشیمی و تولید روزانه 3000 تن گاز مایع (LPG) درنظر گرفته شده است. این فازها توسط دولت آقای احمدی نژاد در مارس 2009 افتتاح شدند.

فاز 11: این فاز برای تولید گاز طبیعی مورد نیاز پروژه « پارس ال ان جی» طراحی شده بود که قرارداد اولیه آن در دولت اصلاحات با شرکت توتال منعقد شد. در سال 2010، با کنار کشیدن این شرکت، این پروژه به شرکت ملی نفت چین(CNPC) واگذار شد، اما ایران از وضعیت پیشرفت این پروژه توسط شرکت چینی رضایت نداشت. به گفته موسی سوری- مدیرعامل شرکت ملی پارس- در اسفند 1390، در باره آخرین وضعیت توسعه فاز 11 پارس جنوبی که با مشارکت چینی ها در حال اجراست، مذاکره های مختلفی در سفر اخیر وزیر نفت به چین برای زمان بندی و اجرای به موقع این پروژه انجام شد و این مذاکره ها نیز هم اکنون در ایران در حال انجام است. بر اساس برنامه زمان بندی اولیه این پروژه در مدت 60 ماه باید انجام شود و قرارداد آن سه سال پیش با طرف چینی به امضا رسید و ایران خواستار اجرای آن در زمان تعیین شده می باشد. طبق اظهارات مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس،ارزش قرارداد توسعه این فاز پنج میلیارد دلار است.xiii در ٤دی ماه ١٣٩١ شرکت چینی با توافق با ایران از قرارداد توسعه این فاز کنار رفت.

فاز 12: طبق طراحی اولیه، فاز 12 از سوی شرکت پتروپارس به عنوان یک پروژه تولید ال ان جی معرفی شده است. در صورت تکمیل، این پروژه دارای تولید روزانه 71میلیون مترمکعب گاز غنی، 1/2میلیون مترمکعب اتان، 80هزار بشکه میعانات گازی، 300هزار تن ال پی جی و 400تن گوگرد می باشد. شرکت نفت دولتی ونزوئلا(PDVSA) 10درصد تامین مالی این پروژه 8/7میلیارد دلاری را به عهده دارد. « گروه سوناگول» (کشور آنگولا) نیز 20درصد سهام توسعه این فاز را دارا می باشد.

فازهای 13 و 14: توسعه این فازها برای تامین گاز مورد نیاز در پروژه «پرشین ال ام جی» طراحی شده بود که قرادادهای اولیه توسعه آنها با شرکت های شل(بریتانیا) و ریپسول(اسپانیا) منعقد شد. اما با کنار کشیدن این دو شرکت از این پروژه در سال 2010، قرار بود که توسعه این فازها با ارزش 5میلیارد دلار با کنسرسیوم «خاتم الاوصیاء» منعقد شود. این کنسرسیوم از جمع چند شرکت بزرگ چون قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء، شرکت مهندسی و ساختمان صنایع نفت (OIEC)، صدرا، ایدرو، شرکت مجتمع کشتی سازی و صنایع فراساحل ایران(ISOICO) و شرکت ملی حفاری ایران(NIDC) تشکیل شده است. با این حال سرانجام طرح توسعه فاز 13 پارس جنوبی به مشارکت شرکت های پترو پایدار ایرانیان، مپنا و صدرا (شرکت صنعتی دریایی ایران) و توسعه فاز 14 به مشارکت «سازمان گسترش ونوسازی صنایع ایران» (ایدرو)، «شرکت ملی حفاری ایران» و «شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی ایران» سپرده شد.

فاز 15 و 16: توسعه این دو فاز به قرارگاه سازندگی « خاتم الانبیاء» واگذار شده است. با تکمیل این فازها انتظار می رود که روزانه 57میلیون مترمکعب گاز طبیعی، 2/1میلیون مترمکعب اتان، 80هزار بشکه میعانات گازی، 3000تن ال پی جی و 400 تن گوگرد تولید شود. در جولای 2010، توسعه این پروژه به «شرکت مجتمع کشتی سازی و صنایع فراساحل ایران» منتقل گردید. از آن زمان تاکنون، این پروژه 2میلیارد دلاری حدود 50درصد پیشرفت داشته است.

فازهای 17و 18: قرارداد توسعه این فازها با کنسرسیومی متشکل از « شرکت مهندسی و ساختمان صنایع نفت »(OIEC)، « شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی » (IOEC) و پتروپارس منعقد شده است. با تکمیل این فازها، روزانه 57میلیون مترمکعب گاز طبیعی، 1/2میلیون اتان، 80هزار بشکه میعانات گازی، 3000 تن ال پی جی و 400 تن گوگرد تولید خواهد شد.

فاز 19: توسعه این فاز به شرکت های پتروپارس و « شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی » (IOEC) واگذار شد و برنامه ریزی تولید همانند فاز اول می باشد.

فازهای 20و 21: توسعه این فازها برای تولید روزانه 57میلیون مترمکعب گاز طبیعی، 1/2میلیون اتان، 80هزار بشکه میعانات گازی، 3000 تن ال پی جی و 400 تن گوگرد به شرکت « شرکت مهندسی و ساختمان صنایع نفت »(OIEC) واگذار شد. لازم به ذکر است که در می 2008 شرکت های ریپسول و شل پذیرفته بودند که توسعه فاز 13 را با توسعه فازهای 20 و یا 21 جایگزین نمایند که با خروج آنها از ایران، این موضوع منتفی گردید.

فازهای 22،23 و 24: توسعه این فازها به شرکتهای خاتم الانبیاء، پتروسینا آریان و صدرا واگذار شد. این فاز در مرز شمال شرقی این حوزه قرار دارد که هدفگذاری توسعه آن تولید روزانه 5/42میلیون مترمکعب گاز طبیعی، 57هزار بشکه میعانات گازی و 300تن گوگرد می باشد. هدف دیگر این سه فاز تولید 800هزار تن ال ان جی و 750هزار تن اتان در سال نیز می باشد.

فازهای 25 و 26: در مرحله مذاکره می باشد.

فازهای 27و28: توسعه این فازها با شرکت های پتروپار و یک شرکت EPC منعقد شده است که انتظار می رود با توسعه آن روزانه 57میلیون مترمکعب گاز طبیعی، 57هزار بشکه میعانات گازی، 3000تن ال پی جی و 400 تن گوگرد تولید نماید.

روند افزایش تحریم های غربی و خروج شرکت های خارجی از بخش انرژی ایران

در این بخش به مهم ترین روندهای تحریمی غربی(ایالات متحده و اتحادیه اروپا) علیه ایران که بر بخش انرژی ایران تاثیرگذارند، می پردازیم. لازم به ذکر است که تحریم های سازمان ملل مستقیماَ به بخش انرژی ایران اشاره و محدودیتی نداشته است.

الف: سابقه تحریم های ایالات متحده

  • دستور اجرایی ١٢١٧٠(سال ١٩٧٩): بلوکه کردن تمام دارایی های بانک مرکزی و دولت ایران در حوزه قضایی ایالات متحده‎؛

  • دستور اجرایی١٢٢٠٥(١٩٨٠): تحریم صادراتی ایران؛

  • دستور اجرایی ١٢٢١١(١٩٨٠): ممنوعیت همه اقلام وارداتی از ایران و منع شهروندان آمریکایی از سفر و نیز انجام تبادلات مالی به ایران؛

  • قانون کنترل صادرت نظامی ایالات متحده(١٩٨٦): منع صادرات نظامی ایالات متحده به ایران؛

  • دستور اجرایی١٩٨٧(١٩٨٧) ممنوعیت تمام واردات ایالات متحده از ایران؛

  • قانون منع گسترش تسلیحات ایران و عراق(١٩٩٢): اعمال تحریم بر هر موجودیت سیاسی که یه توسعه و یا کسب سلاح های کشتار جمعی و یا کسب «مقادیر بی ثبات ساز» سلاح های متعارف از سوی ایران کمک رساند؛

  • دستور اجرایی ١٢٩٥٧(١٩٩٥): ممنوعیت افراد و شرکتهای آمریکایی از سرمایه گذاری و توسعه تولیدات نفتی ایران. این دستور اجرایی شامل بخش گاز طبیعی نمی شود؛

  • دستور اجرایی ١٢٩٥٩(١٩٩٥) ممنوعیت همه انواع تجارت و سرمایه گذاری آمریکایی در ایران؛

  • قانون تحریم های ایران و لیبیILSA(١٩٩٦): تحریم شرکتهای خارجی دارای روابط تجاری با ایران؛

  • دستور اجرایی١٣٣٨٢(٢٠٠٥): انسداد دارایی های اشاعه دهندگان سلاح های کشتار جمعی و حامیان آنها و منزوی کردن انها از نظر مالی. هشت شرکت ایرانی و سازمانهای خارجی بر اساس این دستور مورد تحریم قرار گرفتند؛

  • قانون عدم گسترش سوریه، ایران و کره شمالی(٢٠٠٦): جریمه شرکت ها و افرادی که از اول ژانویه ١٩٩٩ در انتقال و کسب تجهیزات و تکنولوژیهای تحت کنترل «فهرست کنترل چندجانبه» مشارکت دارند؛

  • قانون جامع تحریم های ایران، پاسخگویی و سلب منافعCISADA(٢٠١٠): هر فردی که بیش از ٢٠ میلیون دلار و یا بیشتر در صنعت نفت ایران سرمایه گذاری می کنند، هر فردی که کالا‏، خدمات‏ تکنولوژی یا اطلاعاتی به ارزش بیش از ١میلیون دلار برای حغاظت یا توسعه تولید فرآورده های پالایش شده نفتی و یا هر فردی که بیش از میلیون دلار به ایران بنزین صادر کرده و یا کالا و خدماتی به ارزش بیش از ١میلیون دلار برای توسعه صادرات بنزین ایران ارائه کند، مشمول تحریم قرار می دهد؛

  • قانون « مجوز دفاع ملی برای سال مالی ٢٠١٢»(٢٠١١): این قانون در ژانویه ٢٠١٢ توسط رئیس جمهور ایالات متحده امضاؤ و اجرایی شد که به موجب آن همه بانکها و موسسات بین المللی که دارای رابطه تجاری با بانک مرکزی ایران از جمله خرید نفت ایران می باشند، مورد تحریم قرار می دهد؛

  • قانون «کاهش تهدید ایران و حقوق بشر سوریه»(٢٠١٢): این قانون همه شرکتهای آمریکایی را پاسخگو و مسئول فعالیت های شرکتهای زیرمجموعه خود در خصوص درگیری در فعالیت های تحریم شده می داند و حوزه تحریم های CISADAرا به حوزه های دیگر چون توسعه منابع نفتی، صدور خدمات متعهد شده جاری، صدور بیمه کشتی های انتقال دهنده نفت ایران و یا خرید و ارائه تسهیلات اوراق قرضه حکومت ایران توسعه می دهد.xiv

ب: سابقه تحریم های اتحادیه اروپا

  • مصوبه شورای اروپا 2010/413/CFSP (ژوئیه ٢٠١٠): ممنوعیت تقریباَ تمام کالاهای با کاربرد دوگانه، تسلیحات نظامی و اقلام هسته ای‎؛ ممنوعیت صادرات تجهیزات و تکنولوژی برای تولید، استخراج و پالایش نفت و گاز‎؛ ممنوعیت کمک های فنی، آموزش و تامین مالی بخش انرژی ایران؛ ممنوعیت دسترسی به فرودگاهی اروپایی برای پروزهای باری ایران؛ ممنوعیت تامین خدمات کشتی و بانکرینگ برای کشتی ها و هواپیماهای ایرانی و یا تحت قرارداد ایران در صورتی که مرتکب نقض تحریم شوند؛ الزام اینکه تمام محموله های ارسالی از سوی ایران بازرسی شوند؛ انتقال پول بیش از ٤٠ هزار یورو نیازمند مجوز بوده و انتقال بیش از ١٠ ٠زار یورو نیازمند اطلاع رسانی و گزارش می باشد؛ ممنووعیت حضور بانکهای ایرانی در اتحادیه اروپا و هرگونه تعاملی با بانکهای اتحادیه اروپا؛ ممنوعیت خرید‏ فروش و یا تسهیل اوراق بهادار به و یا از دولت ایران یا بانکهای ایرانی؛ ممنوعیت تامین بیمه و بیمه های اتکایی به دولت ایران و یا هر موجودیت ایرانی دیگر.

  • مصوبه شورای اروپا 2011/235/CFSP (آوریل ٢٠١١): انسداد درایی ها و ممنوعیت ورود افراد ناقض حقوق بشر به اتحادیه ارویا

  • مصوبه شورای اروپا 2012/35/CFSP (ژانویه ٢٠١٢): این تصمیم اصلاحیه مصوبه ٤١٣ سال ٢٠١٠ می باشد که بر این اساس، واردات، خرید و انتقال تمام تولیدات نفتی ایران و تامین مالی‏ ارائه تسهلات و یا مشارکت در صنعت پتروشمی ایران ممنوع شده است. هرگونه فروش، انتقال و یا تامین طلا، فلزات گرانبها و الماس به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم به دولت ایران و یا شرکتهای همکار آن ممنوع می شود. این مصوبه اقلام و تکنولوژیهای مشمول «کاربرد دوگانه» را توسعه می دهد.

  • مصوبه شورای اروپا 2012/168/CFSP (مارس ٢٠١٢): تحریم تکنولوژیهای مانیتور مخاربراتی، تجهیزات شنود و دیگر تجهیزات مرتبط با سرکوب داخلی.

  • مصوبه شورای اروپا 2012/152/CFSP (مارس ٢٠١٢): توسعه ممنوعیت های انتقال مالی برای هر نهاد مالی مورد تحریم اتحادیه اروپا

  • مصوبه شورای اروپا 2012/413/CFSP (اکتبر ٢٠١٢): ممنوعیت تراکنشهای مالی بین بانکهای اروپایی و ایرانی بجر در موارد مجاز؛ ممنوعیت صادرات گرافیت، آلومنیم، فولاد و نرم افزارهای کنترل کاخانجات صنعتی و کمک های فنی و مالی مرتبط؛ ممنوعیت واردات نفت و گاز از ایران؛ ممنوعیت ارائه اعتبارات، تضمین ها و بیم های کوتاه مدت؛ ممنوعیت فراهم آوردن خدمات استفاده از پرچم کشورهای اروپایی برای کشتی ها و تانکرهای ایرانی؛ ممنوعیت ارائه وسایل تحت مالکیت افراد و شرکتهای اروپایی برای انتقال و ذخیره سازی نفت ایران؛ ممنوعیت شرکتهای اروپایی از ارائه تکنولوژیهای کشتی سازی و تجهیزات دریانوری به ایران، گسترده کردن ممنوعیت های تجهیزات صادرات نفت و گاز و صنایع پتروشیمی ایران.


نظرات() 

سریعترین گل لیگ را پرسپولیس نزده؛ پرسپولیس خورده!

1391/10/11

نویسنده: احمد علی ابراهیمی |


گل غلامرضا رضایی هرچند یکی از زودهنگام‌ترین گل‌های تاریخ لیگ برتر بود اما سریع‌ترین گل نبوده است.

جام ورزشی، باشگاه پرسپولیس در پایان دیدار این تیم مقابل فجر سپاسی که با برتری دو بر صفر سرخ‌پوشان همراه بود، در خبری که بر روی خروجی سایت باشگاه قرار گرفت مدعی شد غلامرضا رضایی در این دیدار سریع‌ترین گل تاریخ لیگ برتر فوتبال را به ثمر رسانده است. ادعایی که با مراجعه به آرشیو لیگ برتر فوتبال می‌توان به نادرستی آن پی برد.

 

غلامرضا رضایی در این بازی بلافاصله پس از شروع بازی در ثانیه 12 دروازه فجر را فروریخت اما این سریع‌ترین گل تاریخ لیگ برتر نبوده و خود سرخ‌پوشان بهترین دلیل برای رد این ادعا هستند.

 

این تیم در دیدار مقابل مس سرچشمه در هفته چهارم رقابت‌های لیگ برتر فوتبال در روز 25 مرداد سال 1390 سریع‌ترین گل تاریخ لیگ برتر را دریافت کرد. در آن دیدار که در ورزشگاه باهنرکرمان برگزار می‌شد، اشتباه علیرضا حقیقی دروازه‌بان وقت پرسپولیس باعث شد تا برنوویچ بازیکن خارجی مس سرچشمه، در ثانیه هشتم این گل را به ثمر برساند. هدایت تیم در آن زمان بر عهده حمید استیلی بود.

نظرات() 

فرهاد مجیدی مشکلی برای بازی در استقلال ندارد

1391/10/11

نویسنده: احمد علی ابراهیمی |


مدیر عامل باشگاه استقلال تهران گفت: با توجه به این که قرارداد ویلیام ردی دروازه بان خارجی استقلال به طور حتم فسخ شده است دیگر فرهاد مجیدی مشکلی برای بازی در استقلال ندارد.

به گزارش 598،علی فتح اله زاده مدیر عامل باشگاه استقلال تهران در گفتگو با خبرنگار ورزشی  باشگاه خبرنگاران گفت:  با توجه به این که تیم فوتبال استقلال تهران در فصل آینده در لیگ قهرمانان آسیا حضور خواهد داشت به همراه سه مدیر عامل  دیگر تیم ایرانی که در این رقابت ها حضور دارند در محل روابط عمومی فدراسیون فوتبال جلسه ای  رابا حضور رئیس سازمان لیگ برتر بهروان و دبیر کل فدراسیون فوتبال  برگزار کردند.

در این جلسه بحث در خصوص آمادگی هر چه بهتر در این رقابت صحبت شده و ضمن این که قوانین  AFC برای رقابت های فصل آینده به فدراسیون فوتبال ابلاغ شده است و باشگاه باید این قوانین را رعایت کنند بحث و گفتگو شد.

فتح اله زاده در ادامه تصریح کرد: در خصوص وضعیت فرهاد مجیدی و اینکه این بازیکن می تواند در بازی های آینده در ترکیب استقلال حضور داشته باشدگفت: اعلام می کنم که مجیدی هیچ مشکلی برای بازی ندارد و با توجه به این که چند روزی است که این موضوع از طرف رسانه هابه جنجال تبدیل شد.
 
 وی ادامه داد:  قرارداد لیام ردی دروازبان استرالیایی خود به طور کامل فسخ شده است و این که گفته می شد مجیدی جایگزین لیام ردی شده است این طور نبوده است و ما به جز لیام ردی دو جای خالی دیگر هم داشتیم که مجیدی می توانست جایگزین آنها شود و باشرایط موجودقرارداد ردی دروازبانی خارجی ما فسخ شده است و می توانند با صلاحدید کادر فنی در بازی های آینده حضور داشته باشد.
 
فتح اله زاده افزود: در مورد وضعیت جواد نکونام و این که اعلام می شد این بازیکن قرار است از تیم استقلال جدا شود اعلام می کنم این ها حاشیه هایی است که می خواند استقلال را اسیر آن کنند کاپیتانی جواد نکونام مسئله زیاد حادی نبود که این طور در رسانه ها مطرح شد این موضوع توسط سرمربی تیم امیر قلعه نوعی حل و فصل شد و جواد هم در تیم استقلال خواهد ماند.

نظرات() 
  • تعداد کل صفحات : 3 
  • 1  
  • 2  
  • 3  

← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :